خانه
گاما

درسنامه آموزشی فارسی کلاس سوم

درس 16: اگر جنگل نباشد

بازدید106/6 K
تاریخ بروزرسانی1401/01/15

جنگل پهناور و زیباست. صدای آرام نسیم در همه جای جنگل، شنیده می‌شود. گاه نیز غُرّش و زوزه‌ی جانوران، سکوت جنگل را می‌شکند.

اگر روزی با هواپیما از بالای جنگلی بگذری، فرشی سبز، زیبا و گسترده می‌بینی که گاه صدها کیلومتر از زمین را پوشانده است. در این جنگل‌ها چه می‌گذرد؟ نمی‌دانیم. شاید پلنگی بر شاخه‌ی درختی، در کمین نشسته باشد. شاید میمون‌های بازی‌گوش، بر شاخه‌ها مشغول بازی باشند. شاید فیل‌ها و کرگدن‌ها مشغول آب‌تنی در رودخانه‌ای باشند که از جنگل می‌گذرد. شاید هم در حاشیه‌ی جنگل، خانواده‌هایی سرگرم تفریح و استراحت باشند.

اگر جنگل نبود؛ چه می‌شد؟ شاید بگویید معلوم است؛ دیگر میز و صندلی، تخت‌خواب و کمد، در و پنجره، کاغذ، خانه‌های جنگلی، قایق و کشتی و هزاران وسیله‌ی چوبی دیگر نبود؛ امّا این‌ها بخشی از فایده‌های جنگل است. اگر جنگل نباشد، اکسیژن مورد نیاز انسان فراهم نمی‌شود و موادّ سمّی هوا از بین نمی‌رود.

اگر جنگل نباشد؛ باران خاک را می‌شوید و از بین می‌برد. بادهای تندی که می‌وزند ممکن است همه چیز را ویران کنند. اگر جنگل نباشد، یکی از بهترین محل‌های استراحت و گردش از انسان گرفته می‌شود.

باید جنگل‌ها را حفظ کنیم و مراقب باشیم که درختان از بین نروند. اگر از جنگل مواظبت نکنیم، شاید در آینده دیگر نتوانیم داستان‌هایی بخوانیم که چنین آغاز می‌شوند یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ‌کس نبود. روزی روزگاری در یک جنگل  زیبا و دور ... .

سیاوش شایان

درست و نادرست (صفحه‌ی 116 کتاب درسی)

 

1- جنگل‌ها باعث از بین رفتن مواد سمّی هوا می‌شوند. درست
2- تنها صدایی که در جنگل شنیده می‌شود، غرّش حیوانات است. نادرست

درک مطلب (صفحه‌ی 116 کتاب درسی)

 

1- منظور نویسنده از «فرش سبز» چیست؟ جنگل زیبا و گسترده که گاه صدها کیلومتر از زمین را پوشانده است.

2- تو برای حفظ جنگل‌ها چه می‌کنی؟ شاخه‌های آن‌ها را نمی‌شکنم. در جنگل آتش روشن نمی‌کنم. در استفاده از وسایلی که از چوب درختان تهیّه می‌شود، مثل: کاغذ، مداد و ... دقّت می‌کنم.

گوش کن و بگو (صفحه‌ی 117 کتاب درسی)

 

1- به بخش اوّل داستان گوش کن و ادامه‌ی آن را تو بگو.

2- حالا به بخش دوم داستان گوش کن و آن را با ادامه‌ی داستانی که خودت ساخته‌ای، مقایسه کن.

بخوان و حفظ کن: بهاران

باز هم بادِ بهاری

شادمان هر جا وزان شد

چشمه‌ای جوشان برآمد

بر دلِ صحرا روان شد

از بهار سبز و خرّم

مُژده می‌آرَد پَرَستو

شادمان پَر می‌گشاید

گاه این سو، گاه آن سو

می‌کشد دست نوازش

شاپرک بر چهره‌ی گُل

از سرِ شاخِ درختان

می‌رسد آوای بلبل

بیوک ملکی

درس 16: اگر جنگل نباشد